سکوت کوچههای تارِ جانم، گریه میخواهد
تمام بندبندِ استخوانم، گریه میخواهد
ببار ای ابر بارانزا! میان شعرهای من
که بغض آشنای آسمانم، گریه میخواهد
بهاری کن مرا جانا! که من پابند پاییزم
و آهنگ غزلهای جوانم، گریه میخواهد
نمیخواهم دگر آیینه را؛ چشمان من مُردند
که در متنش نگاه ناتوانم، گریه میخواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتّی گریههای بیامانم، گریه میخواهد
-
-

نظرات شما عزیزان:
mmb_hand 
ساعت18:23---11 اسفند 1390
سلام داداش محمد رضا جون
من و تو هر دئتامون مثل هم بچه بدی هستیم.
راستی
Tanbe10
یه ترک جدید داده ها برو بگیر بگوش
پاخوبی مصطفی چه خبر حالت خوبه