جزیره کامپیوتر
با سلام اینجا نرم افزار زیاده بنر و قالبم طراحی میکنیم نمونه هاش در پست ها دیده میشود
 
 

عکس: پراید گذر موقت تا بحال دیده اید؟!

عکس: پراید گذر موقت تا بحال دیده اید؟!


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 15:56 :: توسط : محمدرضا

 

سرگرمي - سه سگ در نیوزیلند بعد از 2 ماه تمرین سخت اینک می توانند رانندگی کنند








































براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 634 در422 پيكسل .






تصویر به اندازه 12% (907x574) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (1024x647) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.



مونتی، پورتر و گینی سه سگ نیوزیلندی در آکلند هستند که در پیست مسابقات حاضر شده و دست به تمرین زدند.
پورتر 10 ماهه شاید اولین سگ در جهان باشد که رانندگی می کند.

مینی ماینر دستکاری شده برای این منظور تعبیه شد تا سگها بتوانند با آن به راحتی رانندگی کنند. مونتی 18 ماهه نیز توانست تا انتهای مسابقه رانندگی کرده و تعجب همگان را وادارد. سگها در طول 8 هفته تمرین سخت و فشرده توانستند رانندگی یاد بگیرند.
این سگها در واحد امداد و نجات کار می کنند و نشان دادند که توانایی شان بیشتر از حد تصور است. قرار است در آینده برای سگهایی که بتوانند رانندگی کنند گواهینامه صادر شود.

- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 7:31 :: توسط : محمدرضا

جملاتی طنز مخصوص اس ام اس (9) www.taknaz.ir

 

رفتم یه سیمکارت همراه اول خریدم

ایرانسل بهم اس داده :فکر نمیکردم بهم خیانت کنی !واست متأسفم!

بای !

.

.

.

میخوام اگه قسمت باشه یه آبمیوه فروشی باز کنم

چون ۸۰ ٪ دوستام نقش هویجو دارن !

.

.

.

یه سوال پرسیدن که آیا حاضری به دوران بچگیت برگردی و بزرگ نشی ؟

دختره ۱۱ ساله رفته زده : آره !

با این تفاسیر دهه شصت نسل دایناسورها محسوب میشه !

.

.

.

بعضیا هستن اصن نمیشه دوسشون نداشت !

مثلا خودم ^-^

.

.

.

بعضیا اینقد خوشگلن که دیگه شورشو در آوردن ! 

.

.

.

تلویزیون بچهه رو نشون داد حافظ کل قرآن بود.

آقام گفت یاد بگیر همسن توئه!

یهو باباشم نشون دادن که اونم حافظ کل قرآن بود آقام کانالو عوض کرد!

.

.

.

ایرانسل در آینده ای نزدیک :

مشترک گرامی

اومدم سر کوچتون ، در خونتون خونه نبودی

راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی !؟

.

.

.

خیلیا پایِ معرفتِ خودشون وایسادن

نه خوبیِ شما !

 

.

.

.

یکی از اشتباهات زندگی ، آدم حساب کردن اونایی که آدم نبودن

هنوز هم نشدن ، بعدا هم نمیشن !

.

.

.

خاطرات ، تمام نمیشوند ؛ تمامت میکنند !

.

.

.

دنیا رو می بینی ؟

حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره

ولی محبت خیانت میاره !

.

.

.

خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!

.

.

.

توی دنیا دوستهای خوب محدودن

ولی دوستایِ خوب ، دنیایِ نامحدودن

.

.

.

در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند

 نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !

.

.

.

میدونی چرا خدا انیشتین و دکتر حسابی و نیوتن رو قبل از من آفرید ؟

میخواست قبل از طراحی نمونه اصلیش چندتا نمونه آزمایشی بسازه

الان من در خدمت شمام !

.

.

.

بعضیا همچین خودشونو میگیرن

انگار دی اکسید کربن میگیرن اکسیژن خالص پس میدن

در حالی که تو بهترین شرایط به عنوان کود بدرد چرخه هستی میخورن !

.

.

.

از سایت ۴SHARED میخواستم یه فایل دانلود کنم

۵۶۰ ثانیه صبر کردم؛ بعد پیغام میده میخوای این فایل رو دانلود کنی؟

پـــ نه پـــ خیلی حال داد یه بار دیگه بشمر من بازم برم قایم شم… نیایا!!

.

.

.

یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت :

یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟

گفتم : باشه

گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!

.

.

.

همانا به تجربه دریافته شده است :

کسی که در رقص ، بلند کردنش سخت است

نشاندنش به مراتب سخت تر است !

.

.

.

ضربان و قدرتی که قلب من هنگام تفتیش گوشی و اتاق و لپ تابم توسط بابام داره

برای ۷ تا بیمار مرگ قلبی و مغزی و سرطانی کافیه !

.

.

.

این پفک جدیدا رو تف می زنی به هم نمی چسبن

از قصد این جوری ساختن تفریحاتمون رو ازمون بگیرن !

.

.

.

خواهرزاده‌ام وقتی میگه: این چیه؟؟؟؟

یعنی اون چیز پنج دقیقه دیگه بیشتر سالم نیست !

.

.

.

واقعاً چرا مجریای برنامه کودک همشون خاله‌ان ؟

چرا هیچوقت عمه‌ها مجری برنامه‌های کودک نمیشن !؟

.

.

.

اعصابمون خورده !!!

میخوایم پاچه یکی رو بگیریم پس سگ درونمون زندس

صبحونه یه عسـل کامل میخوریم

خــرس درونمون هم زندس…

میریم اتاق یادمون میره چی میخواستیم

اسکل درونمون هم زندس…

مگسو رو هوا میزنیم

قــــورباغه درونمون هم زندس…

چمـــــــن میبینم میکنیمش

بز درونمون هم زندس…

طرف میره هنوز عاشقش میمونیم

خــــــر درونمونم زندس…

کلاً باغ وحشی داریم به تنهــــــــــایی !

.

.

.

شما در نظر بگیر داخل جیب شلوارت این چیز ها هست :

چند تراول چک – فندک – راز لبخند ژکوند – معمای مثلث برمودا

 عکس عمه تون – چک برگشتی شریک پدرتون – کلید طلای یک واحد مسکونی مبله

قطعا وقتی دارید شلوارتون رو جلو پدرتون عوض میکنید

تنها چیزی که از جیب شلوارتون میفته جلو پای پدرتون فندکه !

.

.

.

دقت کردید وقتی اس ام اس میفرستید و پیامتون ۲تا میشه

اول قسمتهـای ادبی مثل ” ؛ ، !” حذف میکنید؛

وقتی جواب نداد کلماتُ میچسبونیم, مثلا صبحبخیر بجای صبح بخیر،

شبخوش بجای شب خوش، بسلام بجای سلام برسون…

وای از اس ام اسی که باتمام فشرده سازی فقط و فقط ۲ حرف اضافی داشته باشه

و راه نداشته باشه یک اس ام اس کنی؛

اون موقع از لج همراه اول یا ایرانسل کلی چرت و پرت اضافه بــه پیام میکنی

که پیام اضافی هدر نره…!!

دریغ از وقتی که صرف فشرده سازی کردیم بخاطر ده تومن

 ینی اگـــه این وقتُ برا درس میزاشتیم, PHD گرفته بودیم

 

 


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 7:13 :: توسط : محمدرضا

 

عکس هایی از انسانهای گرگ نما

حتی آنکه با اخلاص

در دل شبها می‌خواند دعا

هنگامی که در بدر کامل است ماه

می‌تواند به جانوری مبدل شود

به انسان گرگ‌نما

 

شعری که در بالا می‌بینید از یک ترانه قدیمی انگلیسی ترجمه شده است و در آن به چگونگی گرگ شدن انسان اشاره دارد. همانطور که قبلا قول داده بودم این دفعه راجع به انسان گرگنما می‌خواهم صحبت کنم.

 

اول بحث باید بگویم که انسان گرگنما دو معنی متفاوت در زبان فارسی دارد. معنی اول ان به فردی اطلاق می‌شود که احساس می‌کند گرگ شده است. این حالت یک حالت روانی است و در آن فرد جسما سالم است اما فکر میکند که گرگ است و مانند آنها زوزه می‌کشد و گاز می‌گیرد . این افراد در جوامع وجود دارند و در آسایشگاه های روانی تحت مراقبتهای ویژه‌ای نگه‌داری می‌شوند. به این افراد در زبان انگلیسی Lycanthrope    می‌گویند . معنی دوم انسانی را بیان می‌کند که میتواند خصوصیات جسمی خود را تغییر دهد و به گرگ تبدیل شود که این حالت در افسانه‌ها وجود دارد و منظور ما نیز در این متن این معنی انسان گرگنما می‌باشد که در ربان انگلیسی به انها Werewolf میگویند.

 

طبق نوشته‌های قدیمی واژه انسان گرگنما به انسانهایی گفته می‌‌شده که در شبهایی که مهتاب کامل است می‌توانند به گرگ مبدل شوند. پنجه جایگزین ناخنهای انها می‌شود و زوزه های وحشتناکی می‌کشند. و به آغل گوسفندان حمله کرده و آنها را می‌درند. بر اساس اصول عقلی یک چنین چیزی غیر ممکن است. ( اما جایی که خرافات بیاد چشم عقل کور میشه) در آن زمان اعتقاد داشتند که اگر انسان در در شب چهاردم ماه(month) به ماه(moon) نگاه کند تبدیل به انسان گرگنما می‌شود. در کتب قدیمی موثرترین راه تبدیل شدن به انسان گرگ نما ، برهنه غلتیدن  بروی شنهای ساحل در زیر نور ماه شب چهارده ذکر شده است.  در گذشته اعتقاد داشتند که انسانی گرگنما شده درونش از مو پوشیده شده است. و به همین دلیل در قرن 15 یا 16 اهالی یک شهر فردی را که به گرگنما بودن مظنون بود، کشتند تا ببیند درون بدن او از مو پوشیده شده است یا نه. این اعتقاد به وجو انسان گرگنما می‌تواند از سه مورد منشا بگیرد که دوتای اولی نکته‌های ذکر شده در کتب مختلف است و سومی هم نظر شخصی خودم است. ( دیگه نمیخوام مثل افراد مثلا صاحب‌فضل و end   فروتنی بگم: البته در حد علم این بنده حقیر نیست که در این مورد نظری بدم و الخ. این همه زحمت کشیدم مطلب جمع کردم و تایپ کردم یک نظری نمیتونیم بدیم؟!!)

 

1. ممکن است بر اثر دیدن افراد گرگنمایی که دچار بیماری روانی هستند (Lycanthrope   ) این افسانه به وجود امده

2. ممکن است بر اثر دیدن انسانهایی که با گرگها زندگی کردند و عادات انها را فراگرفتند این افسانه منشا گرفته شده باشد ( در این مورد حتما بعدا تو همین وبلاگ می‌نویسم )

3. ممکن است بر اثر نوعی بیماری که متاسفانه اسمش رو فراموش کردم ( اینطوری میخوام یک پزشک موفق بشم. واقعا که نوبره. وایستین برم کتاب بیارم. آها اسمش Lupus erythematosus است. قربون این طرز درس‌خوندن  ) و در آن رنگ پوست صورت در مناطقی سرخ شده و قیافه انسان شبیه گرگ می‌شود این افسانه ایجاد شده باشد.

 

 

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir

عکس هایی از انسانهای گرگ نما  www.taknaz.ir


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 7:5 :: توسط : محمدرضا

 

سرگذشت ارواح در برزخ

نوشتار حاضر نوعی برداشت از تجسم و بازتاب اعمال آدمی در جهان آخرت است که با سرمایه‌گیری از آیات و روایات به تصویر ذهنی درآمده‌اند و امید آن است که منشأ تنبه و بیداری قرار گیرد. کتاب «سرگذشت ارواح در برزخ» نوشته «اصغر بهمنی» پس از مطالعه و تأیید توسط عالم گران‌قدر «آیت الله جعفر سبحانی» وارد بازار کتاب و مورد استقبال قرار گرفت.*


همچنان حرکت خود را در دل یک دشت بی‌انتها ادامه می‌دادیم؛ در حالی که گرمای طاقت‌فرسای آسمان برای لحظه‌ای قطع نمی‌شد. خستگیِ راه امانم را بریده بود، دیگر در تنم توان نمانده بود.

در این هنگام صدایی را از دور شنیدم. سرم را به سمت راست دشت چرخاندم، با صحنه عجیبی مواجه شدم. صفی از افراد را دیدم که با سرعت غیر قابل تصور پهنه دشت را شکافتند و رفتند. تنها غباری از مسیر آن‌ها باقی ماند. از تعجب ایستادم و لحظاتی به مسیر غبار برخاسته، نگاه کردم. با تکانی که نیک به من داد به خود آمدم، خواستم سوال کنم اما پیش دستی کرد و گفت: خودم دیدم. گفتم: این‌ها چه کسانی بودند؟!

گفت: این‌ها گروهی از شهیدان بودند.

با شگفتی تکرار کردم: شهیدان ؟!!!  

گفت: آری، شهیدان.  

گفتم: مقصدشان کجاست؟  

گفت: وادی السلام. با تعجب سرم را به سمت نیک چرخاندم و پرسیدم: وادی السلام ؟!  

گفت: آری. گفتم: ما مدت‌هاست که این مسافت طولانی و پررنج و محنت را بر خود هموار کرده‌ایم، تا روزی به وادی السلام برسیم؛ آنگاه تو می‌گویی، آنان با اینچنین سرعتی به سمت وادی السلام در حرکتند؟ مگر میان ما و آنان چه تفاوت است؟ نیک در حالی که لبخند بر لبانش نقش بسته بود، گفت:

 

میان ماه من تا ماه گردون

 

     تفاوت از زمین تا آسمان است

 

در روز رستاخیز نیز شهیدان، جزو اولین کسانی خواهند بود که به بهشت وارد می‌شوند (بحارالانوار/ ج26) آن‌ها راه صد ساله دنیا را یک شبه پیمودند، حالا هم وادی بزرگ برهوت را در یک چشم بر هم زدن طی می‌کنند

سپس ادامه داد: تو در دنیا افتان و خیزان خدا را عبادت می‌کردی و حالا نیز بایستی با سختی راه را طی کنی. تو کجا و شهیدان کجا که اولین قطره‌ای که از خونشان بر زمین می‌نشیند، تمام گناهانشان را از میان بر می‌دارد. (وسایل الشیعه/ ج11) و راه را بر ایشان هموار می‌سازد.

در روز رستاخیز نیز شهیدان، جزو اولین کسانی خواهند بود که به بهشت وارد می‌شوند (بحارالانوار/ ج26) آن‌ها راه صد ساله دنیا را یک شبه پیمودند، حالا هم وادی بزرگ برهوت را در یک چشم بر هم زدن طی می‌کنند.

به مقام شهیدان غبطه بسیار خوردم و زیر لب زمزمه کردم: طوبی لَهُما وَ حُسنُ مَآب.

 

آتش حسرت

ایمان داشتن تنها به نماز و روزه نیست !

از کثرت اندوه و حسرتی که بر وجودم نشسته بود، بر جای نشستم و با خود گفتم:

چه مقامی! چه منزلتی! در حالیکه من مدت‌هاست در این بیابان سرگردانم و با تمام موانع و مشکلات، دست به گریبانم، هنوز هم به جایی نرسیده‌ام، اما اینان با این سرعت خود را به مقصد می‌رسانند. براستی خوشا به حال آنان که به شهادت رفتند.

اشک بر گونه‌هایم سرازیر شد و بغض گلویم را چنگ زد.

چندان بلند بلند گریستم (میزان الحکمه/ ج10 ص132 و المیزان/ ج2) که هر آنچه از عقده دنیا در دلم بود، محو شد... اما آتش غبطه و حسرتی که از عبور شهیدان در دلم باقی بود، مگر با این گریه‌ها خاموش می‌شد؟!

نیک آرام به سمتم آمد، مرا دلجویی داد و تشویق به ادامه راهی کرد که بس طولانی و طاقت سوز بود.

 

گردباد شهوات

با اینکه راه زیادی را پس از آن پیمودیم، اما خبری از انتهای بیابان نبود. از دور، ستون سیاهی را دیدم که از پایین به زمین و از بالا به دود و آتش آسمان ختم می‌شد و در حال حرکت بود. با نزدیک شدن ستون سیاه، متوجه شدم که همانند گردباد به دور خود می‌چرخد. با دیدن این صحنه، خود را به نیک رساندم و با ترسی که در وجودم رخنه کرده بود، پرسیدم: این ستون چیست؟

نیک گفت: این گردباد شهوات است، که چنین با سرعت عجیبی به دور خود می‌چرخد. با اضطراب گفتم: حالا دیگر، باید چه بکنیم؟! گردباد با سرعت غیر قابل وصفی به سمت ما می‌آمد و هر چه در اطرافش بود، به درون خویش می‌کشید.

نیک گفت: دست‌هایت را محکم به کمرم حلقه بزن و مراقب باش گردباد، تو را از من جدا نسازد. (غررالحکم/ ص797) رفته، رفته آن گردباد وحشتناک با آن صدای رعب آورش، به ما نزدیک می‌شد و اضطراب مرا افزایش می‌داد، تا اینکه در یک چشم بر هم زدن، هوا تاریک شد.

گردباد اطراف ما را فرا گرفته بود و سعی داشت ما را با خود همراه کند. نیک مانند کوه به زمین چسبیده بود و من در حالی که دستم را به دور کمر او قفل کرده بودم، به سختی خود را کنترل می‌کردم.

بدون توجه به سخنانش گفتم: چه شده که لاغر و نحیف گشته‌ای؟ با ناراحتی گفت: هر چه می‌کشم از دست نیک است. با تعحب پرسیدم: از نیک؟! گفت: آری، او تو را از من جدا کرده تا با عبور دادن تو از راه‌های مشکل و طاقت فرسا باعث زجر کوتاه مدت تو شود. گفتم: خوب، زجر من چه ارتباطی با ضعیف شدن تو دارد؟ پرخاشگرانه پاسخ داد: هر چه تو سختی بکشی، من کوچکتر می‌شوم و گوشت‌های بدنم ذوب می‌شود

هر از گاهی صدای فریادهای نیک را می‌شنیدم، که در هیاهوی گردباد فریاد می‌کشید: مواظب باش گردباد تو ار از من جدا نسازد! لحظات بسیار سختی را سپری می‌کردم و بیم آن داشتم که مبادا از نیک جدا شوم. دست‌هایم سست و گوش‌هایم از صدای گردباد، سنگین شده بود. دیگر صدای نیک را نمی‌شنیدم. ناگهان دستم از نیک جدا شد و در یک چشم به هم زدن، کیلومترها از نیک دور گشته و به بالا پرتاب شدم! (غررالحکم/ ص510 و فهرست غرر/ ص186) گردباد در حال چرخش بود و من نیز چندی نگذشت که از شدت هیاهو و گرمای طاقت فرسایش از حال رفتم.

10 داستان ارواح برتر جهان!

وقتی چشمانم را گشودم هیکل سیاه و وحشتناک گناه را دیدم که بر بالای سرم ایستاده بود. بوی متعفنش به شدت آزارم می‌داد. به سرعت برخاستم و چون خواستم فرار کنم دستم را محکم گرفت و به طرف خود کشید و گفت: کجا؟ کجا دوست بی‌وفای من؟ هم نشینی با نیک را بر من ترجیح می‌دهی؟ و حال آنکه در دنیا مرا نیز به همنشینی با خود برگزیده بودی، نیم نگاهی به صورت گناه افکندم، قیافه‌اش اندکی کوچک‌تر شده بود.

بدون توجه به سخنانش گفتم: چه شده که لاغر و نحیف گشته‌ای؟ با ناراحتی گفت: هر چه می‌کشم از دست نیک است. با تعحب پرسیدم: از نیک؟! گفت: آری، او تو را از من جدا کرده تا با عبور دادن تو از راه‌های مشکل و طاقت فرسا باعث زجر کوتاه مدت تو شود.

گفتم: خوب، زجر من چه ارتباطی با ضعیف شدن تو دارد؟ پرخاشگرانه پاسخ داد: هر چه تو سختی بکشی، من کوچکتر می‌شوم و گوشت‌های بدنم ذوب می‌شود. (میزان الحکم/ ج4 ص208 و ج3 ص473-474)

و چنانچه تو به وادی السلام برسی دیگر اثری از من بر جای نخواهد ماند. آنگاه دندان بر هم فشرد و گفت: اکنون نوبت من است، باید همراه من بیایی.

 


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 7:0 :: توسط : محمدرضا

 

محمدرضا گلزار را سوار بر ماشین مدل بالای خود “بوگاتی بیژن” تماشا می کنید.
 


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 20:3 :: توسط : محمدرضا

باسلام خدمت بینندگان

من برای هر نوع بلاگی قالب میسازم

فقط کافی مشخصاتی که بهتون میدم رو وارد کنید

در انجمنی که میگم ثبت نام و به من پیام خصوصی دهید که عضو شدید

نام من در انجمن thtmاست                  انجمن : www.forum.tork-patogh.ir

من برای شما قالب میسازم در صورتی که در انجمنی که گفتم ثبت نام کنید

مشخصات لازم برای ساختن قالب رایگان

رنگ پشت قالب:

رنگ نوشته:

لینک عکس پس زمینه:

لینک عکس بالای صفحه:

اسم قالب:

محل عنوان صفحه:

خط میان پست ها:

سمت منو:

زبان نوشته های وبلاگ:

لینک آهنگی می خواهید بگذارید :اجباری نیست

 

دادن ده پست در انجمنی که معرفی کردم:اجباری


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 10:2 :: توسط : محمدرضا

 

دانستنی ها | دختران با هوشند یا پسران مغز یک نوزاد در رحم بسیار سریع رشد می‏کند و طی یک یا دو ماه از چند سلول، به پیچیده‏ترین ساختار طبیعت تبدیل می‏شود و در ادامه جنین در ششمین ماه بارداری توانایی‏های مهمی کسب می کند که همگی تحت کنترل مغز او هستند.
 

از تفاوتهای دختران و پسران چه می دانید؟

در هنگام تولد، مغز نوزاد هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تنها به اندازه یک سوم اندازه واقعی رشد کرده است زیرا مدت زیادی طول می‏کشد تا مغز کامل شده و به شکل تکامل یافته خود دست یابد.

سپس در سال اول تولد، تراکم سیناپسهایی(سیناپس به محل اتصال سلولهای عصبی گفته می شود) که در مغز ایجاد می‏شود به سرعت افزایش یافته و همان فرآیندی که قبل از تولد آغاز شده است ادامه می‏یابد. ولی در حدود ده ماهگی میزان افزایش سیناپسها متوقف شده و از یک سالگی تا پایان عمر ثابت می ماند.

از همان اوایل، تفاوت‏های جنسیتی در مغز نوزادی که هنوز متولد نشده است، مشهود است. یکی از این تفاوت‏ها آن است که قسمت‏های راست و چپ مغز در پسرها ارتباطات کمتری به نسبت دختران پیدا می کند.

بنابر همین تفاوت‏ها، مطالعات اخیر نشان داده که پسرها در برخورد با انواع خاصی از مسائل (مانند امتحانات هجایی یا جدول کلمات) تنها از یک طرف مغزشان استفاده می‏کنند، در حالیکه دخترها از هر دو طرف استفاده می‏کنند.

نیمه‏ راست مغز همچنان که رشد می‏کند، سعی می‏کند ارتباطاتی با نیمه چپ مغز برقرار کند اما در پسران(البته در دوران کودکی) نیمه چپ آمادگی ایجاد ارتباطات را ندارد و لذا این «اتصالات» صورت نمی‏گیرد و در عوض سلول‏ها به نیمه راست، یعنی جایی که از آن آمده‏اند، باز می‏گردند لذا اتصالات در نیمه راست مغز غنی‏تر صورت گرفته و همین وضعیت باعث موفقیت پسران در حل مسایل ریاضی (در زمان تحلیل ، بررسی و حل مسایل ریاضی نیمکره راست مغز بیشترین فعالیت را دارد) است.

از طرف دیگر در دختران ارتباط بین دو نیمکره با موفقیت بیشتری برقرار شده و لذا باعث می‏شود که توانایی‏های کلامی دختران بسیار بالاتر باشد.

دختران در سال‏های اولیه مدرسه در مقایسه با پسران هوشبهر بیشتری دارند و نمرات بهتری را می‏آورند ولی در دوران دبیرستان و دانشگاه این تفاوت ها کاهش می‏یابد.

در 7-6 سالگی، هنگامی‏که کودکان آموزش جدی را شروع می‏کنند، از آنجا که در این سنین پسران(به طور مقطعی) از لحاظ ذهنی بین 12- 6 ماه عقب‏تر از دختران هستند،«هماهنگی حرکتی ظریف» (مانند نگهداشتن مداد یا استفاده از قیچی) در آنها(پسران) دیرتر شکل می‏گیرد. مطابق با این مساله، اینکه پسران و دختران از 5- 4 سالگی به کودکستان بروند عالی است، زیرا آنها(هم دختران و هم پسران) توانایی اجتماعی را کسب می‏کنند اما به نظر می‏رسد که پسران بیشتر از دختران به این آموزش‏ها نیازمند هستند و شاید لازم باشد بنا بر تشخیص والدین و یا مربی، کودکان پسر، مدت زمان بیشتری را در کودکستان سپری کنند .

پسران با دختران متفاوتند

کسانی‏که نیمه راست مغزشان پیشرفته‏تر است (مانند پسران) از مزایایی نیز برخوردار هستند. پسران علاوه بر آنکه توانایی‏های ریاضی بهتری دارند، اهل عمل نیز هستند و اگر با مشکلی برخورد کنند می‏خواهند آن را برطرف سازند و بنابراین خیلی زودتر از دختران دست به کار می شوند.

از آنجاییکه در پسران نیمه راست مغز هم احساسات و هم فعالیت‏ها را کنترل می‏کند، بنابراین پسران به احتمال زیاد، زودتر وارد عمل می‏شوند. در حالیکه در دختران نیمکره‏های مغز تخصصی‏تر کار می‏کند یعنی نیمکره راست مرکز فعالیت‏های ریاضی و نیم‏کره چپ مرکز تکلم و بیان احساسات است . لذا پسران نیاز به تلاش بیشتری دارند تا به نیمکره چپ خود رجوع کنند و کلماتی برای توضیح احساسات، که در نیمکره راست مغز ثبت می‏کند، بیابند. در حالیکه دختران در این زمینه موفق‏ترند و در بیان احساسات بسیار بهتر عمل می‏کنند.

بطور کلی مطالعات دقیق علمی نشان داده است که دختران در سال‏های اولیه مدرسه در مقایسه با پسران هوشبهر بیشتری دارند و نمرات بهتری را می‏آورند ولی در دوران دبیرستان و دانشگاه این تفاوت ها کاهش می‏یابد.

دختران در استعداد کلامی برترند و پسرها در استعداد فضاییدختران و پسران به طور متوسط در قلمروهای مختلف هوشی الگوهای عملکرد متفاوتی دارند. در دوران کودکی، دختران در آزمون استاندارد شده توانایی کلامی بهتری نسبت به پسران دارند (خواندن، روانی کلامی، درک کلامی). در دوران دبستان دختران و پسران در حساب یکسان عمل می‏کنند ولی در دوران دبیرستان پسران در حساب و ریاضیات عملکرد بهتری نسبت به دختران دارند اما این تفاوت درمرحله دانشگاه کاهش می یابد.

اما ذکر این مطلب ضروری است که الگوهای موفقیت برای پسران و دختران (در زمینه‏های کلامی، غیرکلامی، ریاضی و...) وابسته به قالب‏های فرهنگی است که بر اساس آن رفتار مناسب برای دختران و پسران تعیین می‏شود.

برای مثال کودکان ما از همان دوران کودکی می‏آموزند که خواندن، هنر، مهارت‏های کلامی و ... قالب‏های زنانه است و مهارت‏های مکانیکی، ورزش و ریاضی‏ از لحاظ اجتماعی مردانه تلقی می‏شود لذا به نظر می رسد این تفاوتهای میان دو جنس، تا حد زیادی تحت تاثیر شرایط فرهنگی جوامع نیز قرار گرفته است.

در انتهای باید عنوان شود که قطع نظر از نوع تبیینی که در مورد تفاوت دختران و پسران ارائه شده در حال حاضر ما می‏دانیم که تفاوت‏های بارز و قطعی میان دختران و پسران در چند زمینه محدود وجود دارد. مثلا دختران در استعداد کلامی برترند و پسرها در استعداد فضایی. در عین حال توانایی محاسبات عددی اندکی در پسران پیشرفته‏تر از دختران است و از طرف دیگر دختران در انجام حرکات ظریف و همچنین بین احساسات قویتر از پسران عمل می کنند. اما باید توجه داشت که تفاوت‏های عنوان شده، غالباً مربوط به میانگین‏های جمعیت است و برای قضاوت در مورد یک فرد خاص (یک دختر یا یک پسر) نباید به کار رود. زیرا ما دخترانی داریم که از لحاظ استعداد تجسم فضایی با قوی‏ترین پسران مقابله کرده و در عوض پسرانی داریم که در مهارت‏های کلامی، از قوی‏ترین دختران پیشرفته‏ترند.

لذا هیچکس نمی تواند ادعا کند که توانایی ذهنی در دختران بالاتر است یا در پسران. بلکه میان این دو جنس تفاوتهایی وجود دارد و این تفاوتها ناشی از برتری یک جنس بر جنس دیگر نیست.


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب:, :: 15:45 :: توسط : محمدرضا

 

 

طنز و کاریکاتور | پ نه پ (سری اول) رفتم مغازه میگم آقا مرگ موش میخوام، میگه برای موش های خونتون میخواین، پ نه پ میخوایم بریزیم تو خورشتمون خوش رنگ شه!
 

- رفتیم بلیط کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـــ نه پــــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد!


- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!


- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـــ نه پـــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!


- رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پــ نه پـــ اومدم کتابا رو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا!


- سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟... میگم پــــ نه پــــ دعای ابوحمزه ثمالیه!

- رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ میگم: پــ نه پـــ همین جا میخورمش.


- رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم: پـــ نه پـــــ سکنجبین برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!


- کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟ پ نه پ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


- داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!


- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟
پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم...


- رفتم بانک پول بگیرم کارمنده میگه پول رو میبرین؟ گفتم پـــ نه پــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم....


- رفیقم شمارمو می خواست, گفتم: یادداشت کن 0932 گفت: تالیا داری؟ پ نه پ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد!

- رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


- با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده یارو میگه نون می خوای ؟ پـــ ن پـــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم.


- تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟ میگم پـــ نه پــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه


- رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه: یعنی فاسد شده؟ میگم پـــــــــ نه پـــــــ مونده جا افتاده.


- دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم، بابام میاد میگه چیه؟ گرمته؟؟؟؟ پـــــ نــه پـــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم.


- تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.


- به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟... پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!


- رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه.

- رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.

- رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! پـــ نه پـــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!


- دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟ میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!


- رفتیم رستوران، میگم 2 تا جوجه لطفا، میگه جوجه کباب؟ پـــ نه پــــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!


- به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ ... پـــ نه پـــ فوت کن, قطع کن


- زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـــ نه پــــــ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!


- به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟ میگم پـــ نه پــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم!


- یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.

- مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟ میگم پـــ نه پــــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن!

- حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.

رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـــ نه پــــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!

- زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ میگم پـــــــ نه پـــــ مرکز نخبگان ایران


- حدود 3 صبح بود رفتم سر یخچال تنگ آب رو برداشتم آب بخورم، دوستم بلند شده میگه می خوای آب بخوری؟ گفتم پـــ نه پــــــ ، تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می خوام بهشون آب بدم!


- میگه امتحان چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـــ نــه پــــ... وصایای الیزابت تیلور


- سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟ پــــــ نــه پــــــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!!


- با گل رفتم بیمارستان، نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین، گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...


- کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـــ نــه پــــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ شه، بشه عصای دستم!

- رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...


- دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟ پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم.


- طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟ پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!


- داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!! پـــ نه پـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!


- رفتم واسه استخدام, یارو میگه اومدی واسه استخدام؟ پ نه پ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!


- میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم... میگه میشناسیش؟ میگم آره. میگه مجرده؟پـــ نــه پــــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری.


- با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ پـــ نــه پـــــ دو تا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!


- دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...


- رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟ پـــــ نه پـــــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.

- میگم آقا شهید همت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همت؟ میگم پــــ نه پـــــ می خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارم!!!


- به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم.میگه نمره میخوای؟ گفتم پـــــ نه پــــــ... نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

 

(توضیح: پـــــ نه پــــــ : پس نه پس!)


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب:, :: 15:10 :: توسط : محمدرضا

 

 

اصلا نگران نباشید چون دخترها زياد شدن و در حال ترش شدن هستن!!!پس نيازي نيست كه ما پسرهاي گل دنبال اونها راه بيفتيم(ولي بايد حتما راه بيفتيم) حالا ما در اينجا فرض مي كنيم كه اونها ناز مي كنن اگه زشت بودي چه كار بايد كني؟؟؟هيچ مي دوني يا نه؟؟؟؟پس بخون خوب اين كه كاري نداره كه...ابروهات رو بگير...كرم سفيد كننده بزن...دماغت رو عمل كن...
خلاصه هر چي داشتي بزن

حالا بگذريم اينا رو كه زدي مي ري پيشه دختره چشمات رو ببند و بهش بگوووووو مي خوام يه رابطه دوستانه با شما برقرار كنم(منظورم رابطه سالمه)البته اصلا انتظار نداشته باشين كه همون اول بگه باشه عزيزم بيا با هم دوست بشیم.
البته اونجا بايد شماره تيليفونت رو بدي...آخه اگه ندي نميشه....شماره رو كه دادي بعد برو....اون خودش بعد از 1 هفته حالا بستگي به دخترش داره...بهت بابت اون حرفت مي زنگه....و حالا بايد اينجا خودت يه جوري طرف رو راضي كني....اينجاش
ديگه به من ربطي نداره...آخه هر كس يه جوريه...

اگه نشد فقط كار رو به خون و خونريزي نكش....آخه به من ربطي نداره...شتر ديدي نديدي....من بي تقصيرم.


- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391برچسب:, :: 19:27 :: توسط : محمدرضا
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان رنگارنگ و آدرس thtm.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 156
بازدید دیروز : 8
بازدید هفته : 208
بازدید ماه : 204
بازدید کل : 240155
تعداد مطالب : 220
تعداد نظرات : 26
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


center>
- طراحی قالب و بنر ارزان
-

 

www.
thtm
.lxb
.ir
-
.com Chatroom Code -->
چت روم
src="http://LoxBlog.Com/fs/clocks/05.js">

آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 156
بازدید دیروز : 8
بازدید هفته : 208
بازدید ماه : 204
بازدید کل : 240155
تعداد مطالب : 220
تعداد نظرات : 26
تعداد آنلاین : 1

سایت دانلود ،دانلود رایگان - دانلود رایگان، چت روم،تبادل بنر ،لینک باکس، انجمن
چت روم
انجمن وبسایت:کلیک کنید Yahoo Status by RoozGozar.com

كد تعیین وضعیت یاهو

www.
th
tm
.lx
b.ir
Image by - رنگارنگ
Image by - طراحی
بنر
توسط
مدیر
وبلاگ
رنگارنگ
Image by - www.
thtm.
loxblog
.com
Image by - طراحی
بنر 
ارزان
-